8. مصرف حق ذى ‏القربى

8. مصرف حق ذى ‏القربى

سپس حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: آنچه براى خدا است براى پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم می ‏شود و آنچه براى پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم است براى ذى‏القربى می ‏شود و ذى القربى ما هستيم.

خداوند مى ‏فرمايد:

«قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى» 1

ابوبكر نگاهى به عمر كرد و گفت: تو چه مى ‏گويى؟! عمر گفت: پس يتيمان و مساكين و ابناء السبيل كيانند ؟

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: يتيمان بايد از كسانى باشند كه به خدا و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ذى‏ القربى ايمان داشته باشند. مساكين هم كسانى باشند كه در دنيا وآخرت با آنان باشند. ابن السبيل هم بايد راه آنان را بپيمايد.

عمر گفت: بنابراين خمس و غنيمت همگى براى شما و دوستان و شيعيان شما است ؟

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: فدك را خداوند براى من و فرزندانم قرار داده و براى دوستان و شيعيان ما قرار نداده است، ولى خمس را براى ما و دوستان و شيعيانمان قسمت نموده همانطور كه در كتاب خداوند آورده است.

عمر گفت: پس براى مهاجرين و انصار و تابعين چه مى ‏ماند ؟

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: اگر آنان هم از دوستان و شيعيان ما بودند زكات و صدقاتى كه خداوند در قرآن واجب نموده و تقسيم آن را بيان فرموده به آنان تعلق مى ‏گيرد. خداوند عزوجل مى ‏فرمايد: «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَالْمَساكينِ وَالْعامِلينَ عَلَيْها وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِى الرِّقابِ...» 2

خدا راضى است اگر چه مردم راضى نباشند.

عمر گفت: فدك مخصوص تو باشد و غنيمت براى شما و دوستانتان ؟ گمان نمى ‏كنم اصحاب محمد به اين راضى باشند !!

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: ولى خداوند عزوجل و پيامبرش صلی الله علیه و آله و سلم بدان راضى هستند.

اين اموال را خدا به شرط دوستى و پيروى از او قرار داده نه به شرط دشمنى و مخالفت ! و هركس با ما دشمنى كند با خدا دشمنى كرده، و هركس با ما مخالفت كند با خداوند مخالفت كرده است، و هركس با خدا مخالفت كند از جانب حق تعالى مستوجب عذاب اليم و عقاب شديد در دنيا و آخرت است.

چرا فقط از حضرت فاطمه سلام الله علیها دليل مى ‏خواهند؟

 عمر گفت: اى دختر محمد ! بر ادعاى خود دليل بياور ! حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: چطور سخن جابر بن عبداللَّه و جرير بن عبداللَّه را بدون آنكه از آنان دليل بخواهيد قبول كردي3در حالى كه دليل من در كتاب خدا است ؟

عمر گفت: جابر و جرير چيز كم‏ ارزشى را مى ‏خواستند ولى تو مسئله‏ ى عظيمى را ادعا مى ‏كنى كه مهاجر و انصار با آن مرتد مى‏ شوند !!

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: مهاجرين به كمك پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل ‏بيتش  علیهم السلام  به دين خدا هجرت كردند و انصار هم با ايمان به خدا و رسول صلی الله علیه و آله و سلم و ذى‏ القربى، احسان كردند. بنابراين اگر هجرتى بوده به سوى ما بوده و اگر نصرتى بوده به ما يارى كرده‏ اند و تابعين هم به وسيله ي ما تابع شده ‏اند. هركس هم از دين مرتد مى ‏شود به سوى جاهليت بازگشته است.

عمر گفت: اين سخنان باطل را كنار بگذار، شاهدانى را حاضر كن كه به اين سخن تو (درباره ‏ى فدك) شهادت دهند !

شاهدان حضرت فاطمه سلام الله علیها بر ملكيت فدك

حضرت زهرا سلام الله علیها در همان مجلس ماندند و كسى را فرستادند تا اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين  علیهم السلام  و ام‏ ايمن و اسماء بنت عميس (كه همسر ابوبكر بود) را آورد و به همه‏ ى آنچه حضرت زهرا  سلام الله علیها فرموده بودند شهادت دادند.

از جمله ام‏ ايمن چنين گفت: از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم شنيدم كه مى‏ فرمودند: «فاطمه سيده‏ ى زنان اهل بهشت است».

 آيا كسى كه سيده‏ ى زنان بهشت است چيزى را كه مالك نباشد ادعا مى ‏كند ؟ من نيز زنى از اهل بهشتم و من هم به آنچه از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشنيده باشم شهادت نمى‏ دهم.

عمر گفت: ام‏ ايمن، اين قصه‏ ها را كنار بگذار، به چه چيزى شهادت مى‏ دهى ؟

ام‏ ايمن گفت: اى ابوبكر شهادت نخواهم داد تا درباره‏ ى آنچه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده از تو اقرار بگيرم. تو را به خدا قسم مى ‏دهم، آيا مى دانى كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «ام‏ ايمن زنى از اهل بهشت است»؟

ابوبكر گفت: بلى.

ام‏ ايمن گفت:  اكنون شهادت مى ‏دهم كه جبرئيل نزد پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  آمد و گفت: خداوند تعالى مى ‏فرمايد: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ»، «به كسى كه با تو قرابت دارد حقش را عطا كن».

پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: منظور از «ذوالقربى» كيست ؟ جبرئيل، از پروردگار سؤال كن كه اينان كيستند ؟

جبرئيل عرض كرد: ذوى القربى حضرت فاطمه سلام الله علیها است.

پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فدك را به امر پروردگار به حضرت فاطمه سلام الله علیها دادند، و ايشان آن را تحويل گرفتند و قبول كردند. سپس پيامبر  صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: اى ام‏ ايمن و اى على، شاهد باشيد.

سپس اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين  علیهم السلام  و اسماء هم نظير سخن ام ‏ايمن درباره‏ ى ملكيت فدك شهادت دادند.

جواب عمر درباره‏ ى شاهدان

عمر گفت: «على همسر اوست، حسن و حسين هم پسران او هستند. ام‏ ايمن هم خدمتكار اوست. اسماء بنت عميس هم قبلاً همسر جعفر بن ابى ‏طالب بوده و خدمتگزار فاطمه هم بوده و به نفع بنى‏ هاشم شهادت خواهد داد. همه‏ ى اين شاهدان براى منفعت خود شهادت مى ‏دهند»!! و درباره ‏ى ام ‏ايمن اضافه كرد كه «او زنى غير عرب است و با فصاحت نمى ‏تواند شهادت بدهد»!!

دفاع اميرالمؤمنين علیه السلام از شاهدان

اميرالمؤمنين علیه السلام فرمودند: حضرت فاطمه سلام الله علیها پاره‏ ى تن پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم است، هركس او را اذيت كند پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را اذيت كرده و هركس او را تكذيب كند پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را تكذيب كرده است. حسن و حسين  علیهما السلام  هم دو پسران پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دو آقاى جوانان اهل بهشتند و هركس آنان را تكذيب كند پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را تكذيب كرده است، چرا كه اهل بهشت راست گويند. و من آن كسى هستم كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «تو از منى و من از توام، و تو در دنيا و آخرت برادر منى. هر كه تو را رد كند مرا رد كرده، و هركس تو را اطاعت كند مرا اطاعت كرده، و هركس از تو سرپيچى كند از من سرپيچى كرده است». و ام‏ ايمن كسى است كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم براى او به بهشت شهادت داده اند و براى اسماء بنت عميس و نسل او دعا كرده اند.

اقرار عمر و قبول نكردن شاهدان

عمر گفت: شما همان گونه هستيد كه توصيف نموديد ولى شهادت كسى كه به نفع خود شهادت مى ‏دهد قبول نمى ‏شود.

جواب نهائى اميرالمؤمنين علیه السلام درباره‏ ى شاهدان

اميرالمؤمنين علیه السلام فرمودند: اكنون كه ما آن طور هستيم كه خودتان مى‏ شناسيد و منكر نيستيد و در عين حال شهادت ما به نفع خودمان پذيرفته نيست و شهادت پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم قبول نيست، پس انا للَّه و انا اليه راجعون ! ما وقتى براى خود ادعائى داريم از ما دليل مى‏ خواهيد ؟ آيا كسى نيست ما را يارى كند ؟ شما بر حكومت خدا و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم حمله آورده ‏ايد و بدون هيچ دليل و حجتى آن را از خاندان پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به خاندان ديگرى برده‏ ايد. به زودى ظالمان خواهند دانست كه به كجا بازمى ‏گردند.

نتيجه‏ ى محاكمه‏ ى اول فدك

سپس اميرالمؤمنين علیه السلام به حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: بازگرد تا خداوند بين ما حكم كند كه او بهترين حكم‏ كنندگان است. حضرت زهرا سلام الله علیها به حال غضب برخاستند و فرمودند: خدايا ! اين دو به حق دختر پيامبرت صلی الله علیه و آله و سلم ظلم كردند. خدايا به شدت اينان را عذاب كن. سپس حضرت زهرا سلام الله علیها محزون و گريان از نزد آنان بيرون آمدند.

اتمام حجت حضرت زهرا سلام الله علیها با ابوبکر

از آنجا كه گرفتن سند، دليلى بزرگ بر حقانيّت حضرت فاطمه سلام الله علیها بود و مُهر غاصبيت را بر پيشانى آنان مى ‏زد، بايد تلاشى در اين باره صورت مى ‏گرفت، اگر چه در مرحله‏ ى بعد آن سند و مدرك پاره شود و مورد اهانت قرار گيرد، چرا كه هر رفتار نامطلوب با نوشته‏ ى غاصب، ضربه‏ اى بر پيكر خود اوست. لذا براى بار سوم حضرت زهرا سلام الله علیها به دستور اميرالمؤمنين علیه السلام نزد ابوبكر رفت.

استدلال حضرت زهرا سلام الله علیها نزد ابوبكر

اميرالمؤمنين علیه السلام به حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: نزد ابوبكر برو در حالى كه تنها باشد، چرا كه او زودتر از عمر قانع مى ‏شود. نزد او برو و چنين بگو: ادعاى مقام پدرم و خلافت او را كرده‏ اى و جاى او نشسته‏ اى ؟ اگر فدك ملك تو هم بود و من از تو مى‏ خواستم كه آن را به من ببخشى بر تو واجب بود آن را به من بدهى. حضرت زهرا سلام الله علیها نزد ابوبكر آمد و اين مطالب را به او فرمودند.

 نوشتن سند براى ارجاع فدك

ابوبكر گفت: «راست مى ‏گويى». سپس ورقه‏ اى خواست و بر آن نوشته‏ اى مبنى بر بازگرداندن فدك نوشت.

حضرت زهرا سلام الله علیها نوشته را برداشتند و از نزد ابوبكر بيرون آمدند.

 



1- سوره‏ ى شورى/ 23

2- سوره توبه: آيه 60

3-بحارالانوار 29 / 194، عوالم ‏العلوم 11 / 777

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

تقویم شیعه

ااَشهَدُ انَّ فاطِمَةَ الزَّهراء حُجَّةُ الله عَلی حُجَّجِ الله اَشهَدُ انَّ فاطِمَةَ سَیِّدَةٌ، حُجَّةُ الله عَلی حُجَّجِ الله اَشهَدُ انَّ فاطِمَةَ سَیِّدَةٌ اِنسِیَةُ، حُجَّةُ الله عَلی حُجَّجِ الله اَشهَدُ انَّ فاطِمَةَ سَیِّدَةٌ حَوراء، حُجَّةُ الله عَلی حُجَّجِ الله
اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً ولی الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً حجة الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً صفی الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً وجه الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً ید الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً اُذن الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً عین الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً سیف الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً خلیفة الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً صراط الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً قلب الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً نفس الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً عین الیقین اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً رایة الهدی اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً ولایت الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً سید العرب اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً سید المرسلین اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً امام المتقین اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً سید الوصیین اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً امام البررة اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً فاروق اعظم اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً الصدیق الاکبر اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً حیدر کرار اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً سرّ الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً حبیب الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً رحمة الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً نور الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً کلمة الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً حجاب الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً آیت الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً یختار الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً سرّ الاوصیاء اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً سرّ المصنون اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً سرّ الممکنات اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً قطب الدائرات اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً نقطة الکائنات اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً حبل الله المتین اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً یعسوب الدین اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً نفس رسول الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً وصی رسول الله اشهد ان امیرالمؤمنین علی اخی رسول الله اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً امینة علی وحیه اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً خلیفة علی عباده اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً قسیم النار والجنة اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً قائد الغر المحجلین اشهد ان امیرالمؤمنین عَلِيّاً ممسوس فی ذات الله